صنعت فولاد ونزوئلا: شکاف بزرگ بین ظرفیت و واقعیت

قدرت صنعتی یک ملت اغلب با ظرفیت تولید آن سنجیده میشود. اعداد و ارقام مربوط به ظرفیت اسمی کارخانهها میتوانند تصویری از یک غول صنعتی را به نمایش بگذارند. اما گاهی این اعداد، فاصلهای عمیق با واقعیت دارند. صنعت فولاد ونزوئلا یک مطالعه موردی نگرانکننده از همین پارادوکس است؛ داستانی از زیرساختهای عظیم و پتانسیلهای بالقوهای که در عمل خاموش ماندهاند.
ظرفیت اسمی عظیم: یک غول روی کاغذ
ونزوئلا بر روی کاغذ، از ظرفیت اسمی قابل توجهی برای تولید فولاد خام برخوردار است که در مجموع به حدود ۵ تا ۶ میلیون تن در سال میرسد. ستون فقرات این صنعت، یک کارخانه غولپیکر است: (SIDOR). این مجتمع به تنهایی برای تولید ۴.۶ تا ۵ میلیون تن فولاد در سال طراحی شده است و عملاً مرکز ثقل صنعت فولاد این کشور محسوب میشود. در کنار آن، شرکتهای کوچکتری مانند Sivensa / Sidetur نیز وجود دارند که مجموع ظرفیت آنها کمتر از یک میلیون تن است. با این حال، فعالیت این واحدها در سالهای اخیر به دلیل بحرانهای اقتصادی نامنظم بوده یا به کلی متوقف شده است.
واقعیت تکاندهنده تولید: سقوطی عمیق
در تضادی آشکار با ظرفیت اسمی، آمار تولید واقعی صنعت فولاد ونزوئلا تصویری از رکود عمیق را به نمایش میگذارد. تولید واقعی تنها کسری ناچیز از پتانسیل موجود است.
برای درک عمق این شکاف، به آمار SIDOR، بزرگترین تولیدکننده کشور، توجه کنید:
در سال ۲۰۲۲، کل تولید این کارخانه حدود ۲۸۰,۰۰۰ تن بود. این رقم معادل کمتر از ۶ درصد ظرفیت اسمی طراحیشده برای این مجتمع عظیم است. گزارشهای دیگر نیز تولید فولاد مایع در این کارخانه طی سالهای ۲۰۲۲-۲۰۲۳ را در حدود ۲۳۰,۰۰۰ تن نشان میدهد.
این ارقام صرفاً یک افت تولید نیستند، بلکه نمایانگر سکوت تقریباً کامل یک مجتمع صنعتی هستند که روزی برای رقابت در سطح جهانی ساخته شده بود.
ریشههای فروپاشی: یک بحران سیستمی
این سقوط چشمگیر در تولید، تصادفی نبوده و ریشه در مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده دارد. این فروپاشی ریشه در یک بحران سیستمی دارد که در آن کمبود سرمایهگذاری زیرساختهای انرژی را فرسوده کرد و به نوبه خود، تأمین پایدار مواد اولیه را غیرممکن ساخت. این چالشهای عملیاتی با مسائل کلان مدیریتی و اقتصادی تشدید شد و یک چرخه معیوب از رکود را ایجاد کرد که عملاً غول فولاد ونزوئلا را به زانو درآورد.
یک پرسش پایانی
داستان فولاد ونزوئلا، داستان یک پارادوکس بزرگ است: صنعتی با زیرساختهای در کلاس جهانی که تقریباً به خواب رفته است. این وضعیت نشان میدهد که داشتن کارخانههای بزرگ به تنهایی برای موفقیت صنعتی کافی نیست. این ماجرا یک پرسش اساسی را در ذهن باقی میگذارد: فراتر از سرمایه و تکنولوژی، آیا اراده سیاسی و ثبات اقتصادی برای احیای چنین غولی وجود دارد؟



